السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
113
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
نفس الامر چيست ؟ متن وسابعاً انّ ثبوت كلّ شىء . . . إذ كلّ ما حَلَّ فى واحدٍ منهما فله وجودٌ . ترجمه ثبوت هر چيز ، به هر نحو كه فرض شود ، به جهت وجود خارجى آن است ؛ وجودى كه عدم را از حريم ذات آن طرد مىكند . پس براى تصديقات نفس الامرى كه مطابَقى در خارج ذهن ندارند ، مطابَق ثابتى وجود دارد كه ثبوت آن ، به تبع ثبوت موجودات حقيقى است . توضيح سخن اينكه براى پارهاى از تصديقات صادق ما ، مصداقهاى خارجى وجود دارد ، مانند « انسان موجود است » ، « انسان كاتب است » . برخى ديگر از تصديقات ما مصداقهاى ذهنى دارند ، مانند « انسان نوع است » ، « حيوان جنس است » . پارهاى ديگر از آنها مصداق و مطابق دارند ، لكن آن مصداق نه در خارج موجود است و نه در ذهن ، مانند جملهء « عدم علت ، علت عدم معلول است » . بديهى است كه عدم ، حقيقتى ندارد و ذات او بطلان محض است و براى او و احكام و آثارش نه حقيقتى در خارج و نه در ذهن ، تصور نمىشود . صحت اين نوع از قضايا به جهت مطابقت آنها با نفس الامر است ؛ زيرا عقل وقتى تصديق كرد كه وجود علت ، علت است براى وجود معلول ، ناگزير تصديق خواهد كرد كه معلول به انتفاى علت منتفى مىشود . و اين همان است كه ما از آن تعبير مىكنيم كه عدمِ علت ، علت است براى عدم معلول . و مصداقى درخارج و در ذهن براى عدم ، وجود ندارد ؛ زيرا آنچه در ذهن و خارج تحقق پيدا مىكند از سنخ وجود است . شرح همانطور كه ذكر شد مصداق پارهاى از قضايا را در خارج مىتوان يافت . مانند آنكه مىگوييم « انسان وجود دارد » يا « انسان كاتب است » . و مصداق پارهاى ديگر از آنها را فقط در ذهن مىتوان يافت ، مانند نوعيت براى انسان و جنسيت براى حيوان ؛ زيرا نوعيت و جنسيت از معقولات ثانيه بوده فقط در ظرف ذهن موجود مىشوند نه